X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : دوشنبه 9 فروردین‌ماه سال 1389 | 06:15 ب.ظ | نویسنده : pari

کسی نداند که چقدر غمگینم کس نداند که دلم پر خون است

کس نداند که دلم سوخته است کس نداند که ندارم یاوری

کس نداند که ندارم همدمی

 روزها از پی هم میگذرند

 کس نداند که نخواهم زندگی / زندگی بی تو برایم درد است

                                               هر دردش چون  نیزه ای بر قلب من

 هر دمش چون شعله ای بر جان من

 زندگی بی تو برایم سخت است

 زندگی بی تو برایم درد است

تیرگی را دوباره احساس خواهیم کرد

 سیاهی و ظلمات دوباره خواهند آمد  

 


 

شب ظلمت را چگونه به صبح خواهیم رساند

حتی ستاره ای در آسمان پدیدار نیست

 کوچکترین روشنایی هم قدرت و جراتی

 برای نمایان شدن ندارند ترس و دلهره بر شهر حکمفرماست

 صداهای خاموش گشته زبانهای بسته و چشمهای نابینا

 دیگر چیزی برای ما نمانده چطور باید گذراند

  تا شاید روشنایی دوباره پدیدار شود..........................



پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 45815

پیچک