X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : پنج‌شنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1389 | 07:39 ب.ظ | نویسنده : pari

اگر هنوز شب های بارونی یادت مونده باشد برات قصه می گویم

نمی دونم شبهای بی ستاره رو به یاد داری یا نه؟؟

اما می خوام برات لالایی بگم

می خوام اینقدر بگم، بنویسم، بخوونم

تا بلاخره بگی دوباره دوستم داری

فاصله بین ما رنگین کمانی است هفت رنگ

تو شبها زود می خوابی بدون لالایی

من شب ها دیر می خوابم با اشک های مهتابی

تو روزها می گی و می خندی...

من روزها می گریم و می نویسم

یادته یادته چقدر برات نوشتم تو فقط  مال منی

یادته بهت گفته بودم وجودم مال تو؟؟؟!!!

یادته چقدر برات نامه نوشتم؟؟؟

نگو نگو که یادت نمی یاد

 تو خودت بودی که می گفتی شبهای بی انتهای عشق را نباید فراموش کرد

نباید بری ومنو برای همیشه فراموش کنی

قصه بگم یا نگم برام نمی خوونی

بگم یا نگم دوستت دارم برام نمی مونی

بگم دلم برای تو فدای تو دوستم نداری

اما این بار نوشتم که بگم چشمهایم برای تو

 حالا خود انتخاب کن که میری یا میمونی؟؟؟



پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 45815

پیچک